ببار ای نم نم باران
زمین خشک را تر کن
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه ، دلم تنگه
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه ، دلم تنگه
"ویگن"
ببار ای نم نم باران
زمین خشک را تر کن
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه ، دلم تنگه
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه ، دلم تنگه
"ویگن"
روح من، برای من رفیقی است که مرا هنگام روزهای سخت و سنگین دلداری می دهد.
کسی که همدم روح خود نباشد، دشمن مردم است.
کسی که در خویشتن خویش دوستی را نمی یابد، آکنده از نا امیدی خواهد بود.زیرا زندگی از درون انسان می جوشد نه از بیرون او.
من آمده ام تا حرفی را بگویم و آن را می گویم.
اگر پیش از به زبان آوردن آن مرگ مرا دریابد فردا آن را بر زبان خواهم آورد. زیرا فردا هیچ رازی را در کتاب ابدیت پنهان نمی گذارد.
من آمده ام تا در شکوه و روشنایی عشق و زیبایی زندگی کنم.
من این جایم
زنده
مردم نمی توانند مرا از زندگیم تبعید کنند.
اگر آن ها چشمانم را در آورند من به نجوای عشق و نغمه های زیبایی و سرور گوش می سپارم.
اگر آن ها بخواهند مرا از شنیدن باز دارند، من وجد و سرور را در نوازش نسیم خواهم یافت که آمیخته ای است از رایحه زیبایی و حلاوت نفس های عاشقان.
(جبران خلیل جبران)
ای خدای کریستالی
ذره ای از کریستال وجودت را به من بده و کمکم کن فقط عاشق عشق الهی و لایزال تو باشم
کریستالی وعاشق
این دو تنها خواسته من از همه نعمتهای توست.
آدم کریستالی
هر بار در بهار شاید بهانه ای می جوئیم تا
گرامی ترین دوستان را
با سادگی تمام و صمیمیتی بی ریا
شاد باش گوئیم
باشد که در سال جدید، محبت نامحدودمان را از دیگران دریغ نکنیم
چرا که باهم بودنمان محدود است.
و البته تا شقایق هست زندگی باید کرد.
فرا رسیدن نوروز باستانی ، این کهن یادگار نیاکان را
به همه آدم های کریستالی تبریک عرض می کنم
و از یزدان پاک سالی سرشار از نیکروزی و سربلندی
برایتان خواهانم.
امضا: آدم کریستالی
نوروز 91
مرداب به رود گفت: چه کردی که زلالی؟
گفت:
«گذشتــم»
در آستانه نو شدن سال و آمدن بهار، از دلخوری ها و کینه ها بگذریم و بهار محبت را با دیگران تجربه کنیم.
امضا: آدم کریستالی
درود به همه آدمای کریستالی
روزهای سال داره به آخر می رسه و ما ...
چیکار کردیم تو این یه سال؟
انگار همین دیروز بود توی چنین روزهایی به خودمون می گفتیم ایشاا سال
دیگه فلان می کنم و بهمان می کنم و خلاصه واسه روزگار رجز می خوندیم
اما حالا یه نیگاه منصفانه به اوضاع و احوال خودمون بندازیم می بینیم که
خیلی هامون فقط لاف زدیم و قپی اومدیم. البته بعض هام رسیدند به خواسته
ها و هدفهاشون.
آهای آدم های کریستالی بیایم امسال دیگه روی این روزگار لعنتی رو کم کنیم
و بهش نشون بدیم که هیچ چیزی قدرت اراده انسان رو نداره.
ببینم چیکار می کنیدا...
همهٔ روزهای نرفته
همین امروز است
همهٔ روزهای رفته هم
شب که بیاید
شب مجبور است
تمام شکوفه های روشن شبتاب را
باور کند
حالا آوازی بخوان
می دانم این بادهای گرسنه
از چیدن بی هنگام نی زارها آمده اند
اما سرت را که بالا بگیری
یک آسمان مروارید پراکنده آن بالاست
مهم نیست
آفتاب غایب باشد
رد پای کم رنگ همین پرنده تا پشت کوه
یعنی خیلی چیزها
چراغ را بالاتر بگیر .
درود به آدمای کریستالی
در خصوص این شعر شرحی ندارم فقط می دونم در مورد آدمای کریستالی صدق نمیکنه.
سجاده
فکرم همهجا هست، ولی پیش خدا نیست
سجادهی زردوز که محرابِ دعا نیست
گفتند سر سجده کجا رفته حَواست؟
ین اندیشه سیّال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!
از شدت اخلاص من عالَم شده حیران
تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!
از کمیتِ کار که هر روز سه وعده
از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
یکذره فقط کُندتر از سرعت نوراست
هر رکعتِ من حائز عنوان جهانیست
این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر
چندیست که این حافظه در خدمت ما نیست
ای دلبر من! تا غم وام است وتورم
محراب به یاد خم ابروی شما نیست
بیدغدغه یک سجده راحت نتوان کرد
تا فکر من از قسط عقبمانده جدا نیست
هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند
گفتند که این بهره بانکیست، ربا نیست
از بسکه پی نیموجب نان حلالیم
در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست
به به، چه نمازیست! همین است که گویند
راه شعرا دور ز راه عرفا نیست
سلام به همه آدم های کریستالی عزیز
عذر خواهی بنده رو بابت غیبت صغرا یی که بابت امتحانات پایان ترم بود بپذیرید.
خدایش خودم خیلی دلم تنگ شده براتون.
وقتی خط اول نوشتم حالی به حالی شدم.
بعد از مدت ها می خوام اولیت پستم با یه شعر پر محتوا از بابا بزرگم که چند روز قبل بهم گفت شروع کنم.
هر که در کف دانه دارد
سرخط شاهانه دارد
کعبه که زیبنت ندارد
حالت دیوانه دارد
آستین هر که نو شد
قبله گاه مردمان شد
عاقل بیچاره را
این مردمان سنگش زنند
گویدند که این حالت
دیوانه دارد.
بدرود.
سلام به همه دوستای کریستالی فلاور
تا حالا شده ی کاری بخواید انجام بدید اما نشه
هر کاری می کنید نمیشه
همه چیز هم از نظر شما ok هست اما کارتون انجام نمیشه
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه دوستی می گفت:
عیب کار از جعبه ی تقسیم نیست!
سیم سیار دل ما، سیم نیست!
این خدا ، این هم هزاران طول موج!
دیش ما سمت خدا تنظیم نیست!
سلام
طی چند روزی که از محرم گذشته، چندین بار پیامکی برام اومد که ذهنم مشغول کرد.
چند سالیه که محرم اون خلوص قدیما رو نداره.
دیگه دلم له له نمی زنه واسه اینکه شبهای محرم خصوصا توی تهران برم هیات.
انگار همه عزادار نما شدن.
بی خیال بهتر تا کار به جایی نرسیده که من دهن خودمو جر بدم، اون پیامک بگم:
بیایید در ماه محرم زنجیر نزنیم! اما رنجیر از پای آزاد مردی باز کنیم.
سینه نزنیم! اما سینه دردمندی را از غم و اندوه پاک کنیم.
اشکی نریزیم! اما اشک از چهره مظلومی پاک کنیم.
آن وقت با افتخار بگوییم: یا حسین ...